زنان تحصیل کرده به دنبال سهم خواهی از بازار کار

0
200
زنان تحصیل کرده

زنان تحصیل کرده در ایران هنوز جایگاه ویژه ای برای اشتغال ندارند. سهم شان از بازار کار اندک است و بخش زیادی از این افراد دچار سرخوردگی از صرف سال ها وقت و هزینه در دانشگاه ها هستند. آنها مطالباتی داشته اند که بازار کار امروزی به آن پاسخی نمی دهد. دختران دارای مدارک تحصیلی عالیه در شرایط اقتصادی فعلی کشور بیشترین آسیب ها می بینند.

زنان تحصیل رده سهم شان را می خواهند

مسئولان کشوری در این گونه موارد مانند گذشته سخن می گویند. آنها هم مانند ما خود ما که در پست ها و سمت های دولتی و قانون گذاری جایی نداریم، تنها تاکید می کنند که باید این کار بشود و آن کار نشود. در حالی که آنها در آن جایگاه قرار گرفته اند کاری از پیش ببرند. در اشتغال باید به زنان تحصیلکرده توجه شود؛ همت خانم‌ها و علاقمندی آنها به مشاغل غیررسمی باعث شده بیشتر در حوزه مشاغل خانگی و صنایع دستی فعال شوند.

در حالی که کارهای خانگی و درآمد از مشاغل خانگی در اغلب موارد نیازی به تحصیلات عالیه و مدارک دانشگاهی و زنان تحصیل کرده ندارد و تنها با گذراندن دوره های آموزشی کوتاه مدتی از طریق سازمان فنی و حرفه ای و سایر مراکز آزاد، می توان شغلی خانگی راه اندازی کرد.

همچنین مشاغل خانگی از نوع صنایع دستی، هیچگاه بر پایه تحصیلات دانشگاه نبوده است. چون بیش از ۹۰درصد از شاخه های صنایع دستی از گذشتگان به نسل های بعد منتقل شده است. از مادری به دختری و از دختری به فرزند آینده اش. هر چند در دنیای امروزی تا حدودی طراحی و بسته بندی صنایع دستی به علم روز نیاز دارد که به دست آوردن آن هم تنها از گذرگاه دانشگاه نیست و هزار و یک راه دیگر نیز وجود دارد با هزینه کمتر و صرف زمان اندک.

زنان تحصیل کرده چه جایگاهی در بازار کار دارند؟

همیشه باید توجه داشت که زنان با چه مدارک تحصیلی در چه مشاغلی مشغول به کار شده اند. البته این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که چرا همه زنان را دعوت به شغل خانگی می کنیم؟ اگر هدف گذاری ها و سیاست گذاری این بوده که زنان در خانه های شان مشغول به کار شوند، چرا سال ها عمرشان را در دانشگاه ها تلف کرده اند؟

در حالی که بعضا در شهرهایی دور از خانواده زندگی کرده و هزینه بسیاری را متحمل شده اند؟ این دختران تاوان اشتباه چه کسانی را می دهند؟ اصولا برنامه ریزان ما چه می کنند و برای نسل هایی که از راه نرسیده، می سوزند، چه برنامه ای دارند؟!

زنان تحصیل کرده در بازار کار

ماهی گرفتن از آب گل آلود

اینکه برنامه ریزی های بازار کار به نوعی است که این روزها نه برای مردان کاری وجود دارد و نه برای زنان، یک طرف و ماهی گرفتن بعضی از آدم هایی که بضاعت اندیشه اندکی دارند از این وضعیت، طرف دیگر ماجراست. آنها می خواهند در راستای همسویی با بعضی از اندیشه های ناروشن، خود را حامی ایجاد اشتغال در خانه ها نشان بدهند در حالی که هیچ روشن نمی کنند که اگر همه زنان ایران در خانه های شان بنشینند و کالا تولید کنند، آیا آنها مسئولیتی برای فروش کالاهای شان بر عهده می گیرند؟

آیا آنها از سال ها هدررفت وقت و هزینه ممکلت برای رشد و پرورش و زنان و مردان درکی دارند؟ زنان تحصیل کرده کشورمان همواره آماج سوءاستفاده گرهایی از این دست بوده اند. تاریخ این کشور را که نگاه می کنیم، همیشه بوده اند افرادی که خواسته اند با همراهی با بعضی از افراد صاحب قدرت، بازار کار خودشان را رونق ببخشند. این افراد به جای فضای اندکی از مغزشان را صرف ایجاد راه های جدیدی برای حل مشکلات کنند و به شکل گیری زمینه شغلی در جامعه کمک کنند، در اتاق های شان می نشینند و اخبار را بررسی می کنند تا بتوانند از خلاءهای موجود در جامعه به نفع خود سوءبرداشت کنند.

زنان تحصیل کرده را هدف گرفته اند

این افراد زنان را در تیررس کارهای شان قرار داده اند. آنها می بینند که دولت فاصله زیادی تا ایجاد زمینه های کار و درآمدزایی برای همه اقشار جامعه دارد و به جایی اینکه بخشی از مسئولیت ایجاد کار در جامعه را به عهده بگیرند، راحت ترین راه ممکن را برمی گزینند. در حالی که جایگاه زنان در بازار کار باید مشخص شود.

راحت ترین راه ممکن الان این است که آنها شعار حمایت از شغل خانگی سر بدهند. در حالی آنها به دلیلضعف دانشی شان، نمی دانند که مردم ایران و به ویژه زنان در همه ادوار تاریخی خود، شغل خانگی داشته اند. مهمترین هایش تولید صنایع دستی و قالی بوده است. مردان نیز همچنین. آنها نیز به تولید صنایع دستی و بافت قالی و تولید ابزارهای مختلف مشغول بوده اند.

به جای دعوت از زنان تحصیل کرده به خانه نشینی بازار کار را سامان بدهیم

الان زمانه دیگرگون شده و نیازها چندین برابری و در همه این سال ها، بازارهای فروش صنایع دستی را هم سامان نداده ایم. حال چگونه می خواهیم جمعیتی چند میلیون نفری و به ویژه زنان تحصیل کرده را به پستوهای خانه ها فرابخوانیم. آن هم زنانی که سال ها از عمر و جوانی شان را در محیط های دانشگاهی گذارنده اند. حال چگونه و با چه استدلالی آنها را بار دیگر به برگشت های بی سود دعوت می کنیم؟ جواب این سولات معلوم است و در اندیشه های واپسگرایانه ریشه دارد.

بزرگ فکر کنیم و زنان تحصیل کرده را به خانه نشینی دعوت نکنیم

در دنیای امروزی باید کارگاه های بزرگ تولیدی ایجاد کنیم و به جای اینکه زنان تحصیل کرده را به تمرکز بر دوخت یک روسری یا تولید یک کوزه دعوت کنیم، زمینه ایجاد کار و مدیریت کارگاه های بزرگ تولیدی و آموزشی را برای شان فراهم کنیم تا ضمن حضور هر چه بیشتر در اجتماع، ظرفیت استعدادهای خود را به نمایش بگذارند. مگر می شود و مگر امکان دارد که ۵۰درصد جامعه را به خانه نشینی دعوت کنیم؟ جامعه و دستگاه های دولتی برای این ۵۰ درصد هزینه کرده است و نباید این هزینه ها که طی سالیان اتفاق افتاده است، باد هوا شود. باید این استعدادها را به کار بگیریم. هیچ کشور تنها با دسته مردانش به دروازه های رشد و پیشرفت نزدیک نشده است.

سهم زنان از اشتغال

ظرفیت روستاها برای ایجاد کار و اشتغال

روستها را باید دریابیم. کشور ما در موقعیت حساسی قرار گرفته است. باید افسار مدیریت را از دستان ناتوان گرفته و به دست های پرتوان و با اراده افرادی که می خواهند به معنای واقعی کلمه کار و اشتغال ایجاد کنند، بسپاریم. ما در شرایط کنونی نیاز داریم که گردش مالی ایجاد کنیم. شغل بیافرینیم و در این میان بیشترین تمرکزمان بر داشته های مان در داخل کشور باشد.

ظرفیت منابع انسانی در ایرا نبسیار بالاست، زمینه های ایجاد کار هم وجود دارد و تنها باید شرایط راه اندازی کار برای زنان و مردان تسهیل شود. ما نباید افراد را به ایجاد یک شغل در محیط خانه اش و تنها برای خودش تشویق کنیم. راه رشد هیچ کشوری از خانه نشینی استعدادهایش نگذشته است بلکه با به کارگیری این استعدادها در همه زمینه هایی که توانش را دارند، رشد و چرخه قوی اقتصادی ایجاد می شود.

از دانش زنان تحصیل کرده در روستاها استفاده کنیم

در این میان روستاها ظرفیت های عظیمی برای راه اندازی شغل دارند. روستاهایی که طی سالیان گذشته همواره رو به خلوتی رفته ان و جمعیت جوان شان راه شهرهای بزرگ را در پیش گرفته اند تا آبی و نانی به دست بیاورند. اما نبود زمینه های شغلی در شهرها، حاشیه نشینی ها را رقم زده است. حاشیه نشینی مهمترین پیامدش رشد نارضایتی است و در نتیجه اعتراض ها و ناخوشنودی ها که برای هر جامعه ای همچون سمّ ناکارآمد است.

مردان و زنان زیادی در روستاها توان هدایت کارگاه های بزرگ را دارند، آنها را با توجه به استعدادهای شان و توان مدیریت شان در مسیرهای درست هدایت کنیم و مانع کسب وکارشان نشویم. فارغ از جنسیت آدم ها، راه رشدشان را هموار کنیم و مانعی برای ماهی گرفتن آدم ها از آب گل آلود وضعیت اقتصادی امروز کشور شویم. جامعه ما نیاز به استفاده از همه استعدادهایش دارد و نباید فشاری یا اندیشه واپسگرایی مانع رشد کلیت جامعه شود. تفکرات افراد کانونی و تاثیرگذار کشور هم همیشه حول این محور بوده که باید جایگاه زنان در بازار کار به طرزی واقعی و نه کاذب مشخص شود و این ۵۰درصد از جمعیت کشور باید نقش اصولی و فعال در مناسبات اقتصادی بازی کنند.

 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

برای امنیت، استفاده از سرویس reCAPTCHA گوگل مورد نیاز است که موضوع گوگل است Privacy Policy and Terms of Use.

اگر با این شرایط موافقید، لطفا here کلیک کنید.